Friday, September 15, 2006

باز پاییز

بهمن از سندروم شهریور می نویسه.این غم پررنگ روزگارمون.منم گاهی به این موضوع گریزمی زنم،اما یه روز حتما بیشتر خواهم نوشت
مریم اما...در همین فرصت کم به آدم های خوب شهر نگاه می کنه و نگاهش به نوعی همه ما رو تحت تاثیر قرار داده
هنوز سرخوشی گذشته رو ندارم.یک ماه اخیرپر واقعه گذشت...رنگ نوشته ها کمی تیره و وزنشون سنگین تر شده.این و حس می کنم.اما پاییزنزدیک اه.می رم که در بچه ها گم بشم.بخونم و بخونم و به انتقالشون فکر کنم..می دونم که حال و هوای این صفحه تغییر خواهد کرد
زنگ های تفریح شلوغ،چقدر بهتون نیاز دارم!شما بهترین زمان برای گم شدن این

3 comments:

Anonymous said...

نوستالژيکم کرد اين پستت... شايدم يه حس ديگه... نمی دونم...پ

mahboobeh said...

زمان پیدا شدنه مگه نه؟

یاسمن said...

نمی دونم.شاید این طور باشه واقعا